
عُمر مختار مبارزیست که بیش از بیستسال رهبر جنبش مقاومت مردم لیبی بر علیه اشغالگری نظامی ایتالیا بوده است.
او در کسوت و لباس روحانیت تحمل حضور بیگانگان و تسلط سربازان اجنبی بر کشورش را ننگ
می دانست و وارد مبارزه با متجاوزان به سرزمینش شد.
او هزاران نفر از هموطنانش را حول محور مبارزه با دشمن گرد آورد و توانست ضربه های سنگینی بر
سپاه دشمن وارد سازد.
حربه ها و شیطنت های مختلف فرماندهان ارتش اشغالگر ایتالیا هیچ گاه نتوانست اراده مصمم و
متکی به ایمان عمر مختار را سست و ناکارآمد کند. یکی از فرماندهان ارتش ایتالیا در لیبی می گوید:
فقط در مدت بیست ماه، 263 جنگ در بین دو طرف رخ داد که در هربار ازجانب گروه عمر مختار، ضربه
های مهلکی بر پیکره ارتش ما وارد می شد.
عمر مختار چنان ابهت و هیبتی داشت که دراسارت نیز از او وحشت داشتند و لذا تنها چهار روز پس از
اسارتش وی را به شهادت رسانیدند.
تاریخ نگاران شهادت داده اند که صحنه بازجویی عمر مختار در دادگاه ایتالیایی ها بسیار تحسین
برانگیر بوده است. اوهمچون قهرمانان حماسه ساز با شجاعت تمام سخن گفت و با افتخار از مبارزات
ملتش در برابر اشغالگران دفاع کرد و مسولیت همه حملات را پذیرفت.
فیلم سینمایی "شیر صحرا" به کارگردانی مصطفی عقاد(کارگردان فیلم محمد رسول الله)
گوشه ای از زوایای اخلاقی، دینداری، شهامت و بیگانه ستیزی عمر مختار را نشان
می دهد.
فیلم بسیار زیبا و دیدنیه....توصیه میکنم حتما ببینینش! ;)
رای دادن وظیفهء تک تک ماست

اگه برای خون شهدامون ارزش قائلیم
و اگه به مملکتمون علاقمندیم و دوست نداریم مثل عراق و افغانستان مورد هجوم واقع بشه
باید در رای گیری شرکت کنیم.
ولی ان شاء الله که هممون هوشمندانه عمل کنیم ;)
ولایت پذیر بودن رکن اساسیه دینداریه و تو وقتی یه نفر رو به عنوان ولی انتخاب کردی یعنی به عنوان سرپرست قبولش داری و کلامش برات حجته!
ممکنه ولی ِ تو یه حرفی بزنه که برات تلخ باشه ولی همونطور که یه پزشک ممکنه یه داروی تلخ برات تجویز کنه و تو با علم به اینکه اون پزشک صلاحیت مداوای تو رو داره اونو مصرف میکنی. حرف تلخ ولی هم همین حکم رو داره و لازم الاجرا است.
صادقانه میگم، تو دور اول انتخابات با اینکه بیشتر از 5نفر رو اصلح نمی دونستم بعد از صحبت های رهبری 30 نفرلیستم رو پر کردم (هر چند با اکراه) چون میدونستم حتما ولی ِ من یه چیزی بیشتر از من می دونه که این نظرو میده و ما هم میگیم سمعا و طاعتا". منتهی تو دور دوم با دیدن برخی رفتارهای نادرست کاندیداهای مطرح....ترجیح دادم به این آدمها رای ندم!
خب تشخیصم این بود.
هرچند بازم اگه شرایط جوری بود که باید بین بد و بدتر انتخاب میکردم شاید بهشون رای میدادم. ولی شرایط رو اینجوری ندیدم.
دیشب با چند تا از دوستام صحبتی داشتیم و با همه مخالفت هایی که با من میشد خیلی قاطعانه گفتم که به این کاندیداهای مطرح رای نمیدم و دلیل هم دارم.امروز صبح یه دفعه تلفن زنگ خورد و یکی دوتاشون جهت دلسوزی گفتن که مقام معظم رهبری موقع رای دادن فرمودن: باید نمایندگان با رای بالا بیان تو مجلس! و شما مکلفی که به این حرف عمل کنی.
برای مطمئن شدن تو اینترنت جستجو کردم و کل صحبت ایشون رو خوندم و همین طور گوش دادم. ایشون فرمودن:
"مردم، مرحله دوم از انتخابات را هم مثل مرحله اول جدی بگيرند.
هرچه آرای نمايندگان مردم در مجلس بيشتر باشد قوت قلب، توانايی و اعتبار آنها بيشتر است و بهتر می توانند كار كنند.علاوه بر اینکه خود انتخاب هم یک کار مهم و اساسی است.
ان شاءالله که خدای متعال دلهای مردم را هدایت کند به انچه که حق است و صلاح و صرفه آنهاست"
خب در قسمت اول بیانات ایشون" هرچه آرای نمایندگانی که از طرف مردم به مجلس می روند بیشتر باشد قوت قلب، توانایی و اعتبارشان بیشتر است و هرچه بیشتر رای داشته باشند بهتر میتوانند کار کنند"
خب این که یه اصل کاملا درست و منطقیه که رهبری بهش اشاره داشتن.
منتهی ایشون در ادامه حرفشون فرمودن :
علاوه بر این "خود انتخاب هم یک کار مهم و اساسی است"
دقیقا جمله ای که تو خیلی از خبرگزاری ها فاکتور گرفته شده بود.
خب این خیلی حرفا درونش داره.....
یعنی شما باید روی انتخابی که داری حساسیت به خرج بدی و اصل کلام و سخن همین جاست.
من به عنوان یه آدم اصولگرا یکی از ملاکهایی که دارم برای انتخاب نماینده اصلح، میزان تبعیت از رهبری و ولایتمدار بودن اون آدمه....بین دو جبهه مطرحی که هر کدوم خودشون رو ولایت مدار معرفی میکنن باید دید اینها چقدر به حرفهای رهبری در همین مدت تبلیغاتشون پایبند بودن!
یکی از حرفها و توصیه های رهبری برای تبلیغات انتخاباتی این بود که به جای تخریب دیگر کاندیداها خودتون رو خوب معرفی کنید. از فضای درگیری و تخریب فاصله بگیرید چون این فضا مردم رو دلسرد میکنه!
چقدر به این صحبت های رهبری توجه شد؟ چقدر ولایت پذیری آقایون تو این حیطه به اثبات رسید؟
صرف حرف زدن یا حمایت فلان روحانی یا عالم که کسی رو ولایتمدار نمیکنه!
یا کسانی که با وجود داشتن مسئولیت های ریاستی در دوره های قبل، به جای مطرح کردن میزان پاسخگوئیشون به مردم در زمان ریاستشون و همین طور نشون دادن عملکردشون در اون زمان ریاست! بسنده کردن به یه لیست بلند بالا که من فلان مسئولیت رو داشتم... من بهمان مسئولیت رو داشتم... خب که چی؟؟؟
تو چقدر عملکرد داشتی؟
چقدر پاسخگو بودی؟
چقدر مردم بهت دسترسی داشتن؟
همین که وارد صحن علنی مجلس شدی و همه چیز ردیف شد ....خداحافظ مردم؟؟؟
اینکه یه نفر با رای من نماینده مجلس شده باشه که هنر نیست! هنر اینه که چقدر در زمان نماینده بودنش مشکل حل کرده باشه.چقدر نسبت به جایگاهی که داشته پاسخگو بوده باشه!
خب اینا باعث میشه مردم به تو رای ندن و یا رای تو پایین بیاد!
رای بالا به نماینده های مطرح! به عملکرد و رفتار خودشون برمیگرده !
اگه این آدمای پرمدعا با رای پایین بیان تو مجلس یعنی یه جای کارشون می لنگه....
و رهبری ازشون پاسخ میخواد.
ما میخواهیم این اتفاق بیفته و اقایون یه کمی به خودشون بیان
و بفهمن که عملکردشون اشتباهه
بازم تاکید میکنم رای دادن وظیفه تک تک ماست
اگه برای خون شهدامون ارزش قائلیم
و اگه به مملکتمون علاقمندیم و دوست نداریم مثل عراق و افغانستان مورد هجوم واقع بشه
باید در رای گیری شرکت کنیم.
ولی ان شاء الله که هممون هوشمندانه عمل کنیم.

پس از فکر کردن و دیدن نوع تبلیغات و خوندن حرفهای کاندیداها و همین طور دیدن منش ها و
رفتارهای کاندیداهای مطرح....به این نتیجه رسیدم که:
1.اولا رای بدم چون با رای دادن و بالا رفتن مشارکت در انتخابات،امنیت کشورم در مقابل بیگانگان تامین میشه و همین طور نسبت به خون شهداو همین طور افرادی که در راه دفاع از این مملکت آسیب دیدن و هنوز هم در رنجن احساس تکلیف و وظیفه میکنم.
2.به هیچ کدوم از اعضای جبهه متحد اصولگرا و جبهه پایداری رای نمیدم (باوجودی که میدونم حتما کاندیداهاشون رای میارن )ولی من بهشون رای نمیدم چون به هیچ عنوان اهداف و رفتارشون رو متناسب با اهداف انقلابی و همین طور رفتارهای اصولی و قانونی نمیدونم وبه نظرم برخلاف حرفاشون که خواستار خدمتگزارین !!! به شدت دنبال قدرت و مقام هستن و به هیچ عنوان هم پایبند به آرمانها و ارزشهای انقلابی که ازش دم میزنن نیستن!
3.رای سفید نمیدم چون برخلاف گفته رهبرمه.
4.به افراد ناشناخته رای میدم....چون با رای دادن به افراد ناشناخته ای که به کانون های قدرت و ثروت متصل نیستن و همین طور افرادی که از بد حادثه آقا و آقازاده نشدن.....به نوع خودم در وارد شدن آقایون ِ مطرح با رای پایین کمک کردم و شاید اگه آقایون پرمدعا با رای پایین وارد مجلس بشن یه کمی از این غرور کاذبشون که مست و مدهوششون کرده کم بشه! به اضافهء اینکه دلیلی نداره همش چندتا چهره شناخته شده ای که عملا کاری برای این مردم نکردن مدام وارد مجلس بشن!
در نهایت هم متاسفم برای روحانیون ساده لوحی که به جای معرفی شاخص های یک نماینده خوب خودشون رو وارد بازی های سیاسی آقایون کردن و شدن ملعبه دستشون!!! (سالی به دوازده ماه حضرات در بیت هاشون بسته س و اخبار سیاسی رو رصد نمی کنن بعد یه دفعه موقع انتخابات شروع میکنن تعریف و تمجید الکی از افراد!!! بعد هم انتظار دارن آدم به عنوان روحانی عادل پشت سرشون نماز بخونه! والاااا )
خدا عاقبت همگی ما رو ختم به خیر کنه.
مارکسیست ها که معتقد بودند ـ و هستند ـ برای رسیدن به هدف از هر وسیله ای می توان استفاده کرد، در
مبارزات خود، از این شیوه به صورت یک اصل استفاده کردند.
در دهه نخست قرن بیستم که لنین و سایر مخالفان دولت تزار روسیه با این دولت مبارزه می کردند و حزب
بلشویک برای ادامه فعالیت خود، احتیاج به پول بیشتری داشت، لنین دست زدن به هر عملی را برای تهیه
هزینه های روزافزون حزب و خرید اسلحه، مجاز می دانست و راهزنی های مسلحانه و سرقت از بانک ها، از
کارهای عادی و روزمره گروه های مسلح حزبی بود. لنین نام این سرقت ها و راه زنی ها را مصادره گذاشته
بود، او توصیه های اخلاقی برخی از رهبران مبارزه را که با این گونه اعمال مخالف بودند، نادیده گرفت و به
نمایندگان خود دستور داد به این روش ادامه دهند. او به یکی از مسؤولان تشکیلاتی بلشویک ها صریحا گفت:
«ما نمی توانیم انقلاب را فدای اخلاق کنیم ولی می توانیم اخلاق را فدای انقلاب کنیم»
از دیر زمان، این بحث مطرح بوده است که:
آیا اخلاق و ارزش های انسانی جایگاهی در سیاست دارد یا نه؟
به تعبیر دیگر ، آیا زمامداران هم باید در زمامداری و کشورداری مبانی اخلاقی را رعایت کنند یا این که اخلاق
فقط برای مردم عادی کوچه و بازار است و سیاستمداران الزامی برای رعایت مبانی اخلاقی در صحنه سیاست
ندارند؟
در این زمینه دو مکتب و نظریه وجود دارد:
1 ـ مکتب ماکیاولی 2 ـ مکتب و نظریه سیاستمداران طرفدار اخلاق و فضیلت.
طرفداران و پیروان مکتب اول می گویند: «آنچه برای مرد سیاست مطرح است، قدرت است. نه شرف و
فضیلت «پیروان مکتب دوم طرفدار تعهد زمامداران به اخلاق و شرف و فضیلت هستند.
مکتب سیاسی ماکیاولی
در تاریخ مکتب های سیاسی، مکتب ماکیاولی را پرچمدار حذف ارزش های اخلاقی از صحنه سیاست
می دانند. این مکتب را «نیکولودی برنادو ماکیاولی»، سیاستمدار و مورخ و فیلسوف سیاسی ایتالیا در قرن
شانزدهم میلادی بنیانگذاری کرد. او معتقد بود زمامدار، نه تنها معمار کشور و دولت است، بلکه معمار اخلاق و
مذهب و اقتصاد و همه چیز است. زمامدار برای نیل به قدرت و فزونی قدرت و حفظ آن مجاز است
به هر عملی از زور و حیله و تزویر و غدر و قتل و ... متوسل شود و هیچ نوع عملی برای نیل به
قدرت و حفظ آن برای زمامدار ممنوع نیست. به شرط آن که با مهارت و زیرکی و در صورت لزوم
محرمانه و سرّی انجام گردد تا نتیجه منظور را بدهد.
او می گفت: «اخلاق و مذهب و سایر تصورات اجتماعی، همه آلت دست زمامدار برای رسیدن به
قدرت است و این ها را نباید در سیاست و اداره حکومت و زمامداری دخالت دهد«

از همتون حلالیت می طلبم دوستان و اگر بدی هم از من دیدید(که قطعا ندیدید D: ) حلال کنید.
یا حق
به گزارش سرویس سیاسی جام نیوز، شبکه بی بی سی فارسی (BBCPersian) چهارم آوریل
(16 فروردین) خبر داد:
«"گونترگراس" برنده جایزه نوبل ادبیات، شعری انتقادی درباره اسرائیل منتشر کرده است. او در این شعر، اسرائیل را متهم کرده است که می خواهد ایران را نابود کند و این که اسرائیل تهدیدی برای امنیت جهان است.»

بنا به گزارش بی بی سی فارسی، این نویسنده چپ گرای 85 ساله، در شعری
به نام "آنچه باید بیان شود" نوشته است: «نگرانم که اسرائیل به بهانه
تهدید اتمی به ایران حمله کند و مردم آن کشور را از بین ببرد.»
بی بی سی فارسی افزود: «او در این شعر همچنین از تصمیم آلمان برای فروش یک زیردریایی اتمی به اسرائیل انتقاد کرده است»
وب سایت بی بی سی فارسی نیز خبر مذکور را اینگونه منعکس کرد: «بارزترین نویسنده آلمان، از اسرائیل به خاطر اتخاذ "سیاستی جنگ افروزانه" علیه ایران انتقاد کرد.»
به نوشته وب سایت فارسی بی بی سی، شعر منثور گونترگراس، چهارشنبه (4 آوریل) در روزنامه آلمانی "زود دویچه تسایتونگ" (SüddeutscheZeitung) در کنار شماری از نشریات و سایت های بین المللی مانند "لارپوبلیکا" و "نیویورک تایمز" منتشر شد.
گونترگراس در شعرش خود را مورد سرزنش قرار داده که: «چرا مدت ها سکوت کردم و از کشوری نام نبردم که سال هاست توان اتمی خود را در خفا گسترش می دهد و در برابر هیچ مرجعی حاضر به پاسخگویی نیست؟ سال ها به این خفت و دروغ تن دادم زیرا هرکس این سکوت را بشکند، بی درنگ داغ "ضدسامی" بر پیشانی اش کوبیده می شود. اکنون قصد دارم دهان باز کنم زیرا شاید فردا دیر باشد.»
دو نامه امام خمینی (ره) خطاب به مردم ایران و رهبر کاتولیک های جهان درباره قطع رابطه ایران با امریکا

امام خمینی (ره) در 25 فروردین 1359 در پاسخ به نامه ژان پل دوم (رهبر کاتولیک های جهان) که از اشغال سفارت امریکا در تهران و برهم خوردن رابطه دو کشور ابراز نگرانی کرده بود، نامه ای به این شرح نوشتند:
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
عالیجناب پاپ، ژان پل دوم
مکتوب آن عالیجناب بر اساس نگرانی از تیرگی بین کشور اسلامی ایران و ایالات متحده امریکا واصل گردید.
از حسن نیت آن جناب قدردانی میکنم. و خاطر محترم را متوجه میکنم که ملت شریف مجاهد ما این قطع روابط را به فال نیک گرفته و برای آن جشن عظیم بپا کرده و چراغانی ها و پایکوبی ها نمودند.
از دعای شما به درگاه خداوند متعال برای ملت مبارز ما شکرگزارم؛ لکن متذکر میشوم که جناب شما از انگیزه های تیره گی های دیگر و مشکلات خطرناک بزرگتر که مرقوم داشته اید نگران نباشید، که ملت اسلامی ایران از مشکلاتی که در این قطع روابط به وجود آید استقبال میکند و از خطرهای بزرگتر که مرقوم شده است، هراس ندارد. و آن روز برای ملت ما خطرناک است که روابطی نظیر روابط رژیم خائن سابق تجدید شود. و با امید به خدای متعال تجدید نخواهد شد.
من از جنابعالی با نفوذ معنوی که بین ملت مسیح دارید میخواهم که دولت امریکا را از عواقب ستمگری ها و زورگویی ها و چپاولگری ها بترسانید؛ و آقای کارتر را، که با شکست نهایی مواجه است، نصیحت کنید که با موازین انسانی با ملت هایی که میخواهند استقلال مطلق داشته باشند و وابسته به هیچ قدرتی در جهان نباشند رفتار کند، و از تعلیمات حضرت مسیح- سلام اللَّه علیه- پیروی نماید و خود و دولت امریکا را بیش از این در معرض رسوایی قرار ندهد. از خداوند متعال سعادت مستضعفین جهان را خواستار و قطع ایادی ستمگران را امیدوارم.

شکست در نهضتی که برای خدا باشد نیست.
امام خمینی(ره)

آقای
هاشمی. مدتی بود نبودید دلمان برایتان زیادی تنگ شده بود.
مصاحبه تان با فصلنامه مطالعات بین المللی را که خواندم بیش از پیش عاشقتان شدم!!!
شما ادم خوبی هستید و به همین دلیل هم هست که پشت سرتان حرف زیاد است، آخر پشت سر آدم های خوب حرف زیاد است. شما مصداق ضراب المثل هر که بامش بیشتر برفش بیشتر، شده اید. هرچه ادم خوبتر، حرف هم پشت سرش بیشتر است. شما آنقدر خوب بودید که ما نمی دانستیم. شما خیلی عمل گرا هستید. شما خیلی خوب هستید. اگر همه مخالفین با هم جمع می شدند و می خواستند نامه بدون سلام به اقا بنویسند عمرا می توانستند، اما شما در عمل ثابت کردید و پا را از حرف زدن فراتر گذاشتید.
دست شما درد نکند که در جنگ بودید. اگر شما در جنگ نبودید معلوم نبود چه بر سر ما می آمد.تجربیات شما در جنگ خیلی کارآمد بوده و هست! امروز من معنای شعار نه شرقی نه غربی را هم فهمیدم. مدت ها بود که عوامانه فکر می کردم اما شما مرا از خواب غفلت بیدار کردید. از شما ممنونم که در زمان قطعنامه سازمان ملل با مذاکره وارد شدید. خیلی خوب است که شما اهل مذاکره هستید. راستی، یک مشتری خوب برای باغهای رفسنجان پیدا شده است، ایا اهل مذاکره هستید؟ در باب مهدی چه، اهل مذاکره هستید؟ و حکم فائزه چه؟ باز هم اهل مذاکره هستید؟ حاضرید چقدر بدهید فائزه زندانی نشود. اما اینبار مذاکره فایده ندارد. قوه قضاییه هوشیار است و بیدار. همیشه روحیه اعتدال شما را می ستودم. روحیه اعتدال شما را دوره اول ریاست جمهوری تان شناختم. خوب یادم نیست در جمع دانشجویان کدام دانشگاه صحبت می کردید، اما خوب یادم است جمله ای که گفتید: “ضرورتی برای چادر برای خانم ها وجود ندارد، اما حجاب باید کامل باشد” (نقل به مضمون) حقا که شما سردار سازندگی هستید. شما خیلی خوب راه را برای “آزادی اندیشه” باز کردید. شما بخوبی اندیشه ها را آزاد کردید. ما آزادیمان را مدیون تو هستیم نه خاتمی! خاتمی فقط شعار می داد اما این تو بودی که عملگرا بودی. شعار بی عمل مانند زیر شلواری بدون کش است!!! ممنونیم از شما که عملگرا بودی و همچنان هستی! مردی با عبای شکلاتی لایق خودت است نه آن خاتمی بزدل که پای صندوق رای حاضر شد و رای داد. این شمایید که خلبان دل ملت هستید، قالیباف خیالباف است که خود را خلبان می داند. محسن رضایی هم پای درس شما نشسته است که ادعای دکترین اقتصاد می کند وگرنه از خودش که چیزی ندارد. بعضی ها می گویند که شما نزدیکترین فرد به رهبر و امام خمینی بودید. اما من می گویم، رهبر و امام خمینی نزدیکترین افراد به شما هستند. شما خیلی خوب هستید. حتی اگر آقا هم در نماز جمعه معروف گفتند که افکارشان به شما نزدیک نیست احتمالا اشتباه کردند. شما راست می گوید نه امام خمینی. شما می گویید آمریکا ابر قدرت دنیاست پس باید با آن وارد مذاکره شویم اما امام خمینی گفت آمریکا شیطان بزرگ است. شاید هم چون شما انسان معتدلی هستید، حتی با شیطان هم وارد مذاکره شوید، خدا را چه دیده اید! کاش آن روزی که شیطان سجده نکرد و رانده شد شما آنجا می بودید بلکه با مذاکره از رانده شدن شیطان از بارگاه الهی جلوگیری می کردید! آقای هاشمی اگر آقای خامنه ای و امام خمینی و آیت الله بروجردی و آقای مصباح و جانباز موسی سلامت و حاج محمد ابراهیم همت و حاج حسین شریعتمداری و تمام کسانی که ادعا می کنند قدمی برای انقلاب برداشته اند، بر یک سوی الاکلنگ بنشینند و شما به سوی دیگر بنشینید، به یکباره همه آنها به آسمان پرتاب می شوند و شما به زمین می آیید. چون خوبی های همه آنها انگشت کوچکه خوبی های شما نیز نمی شود. آخر این شما بودی که عمل گرا بودی، اعتدال گرا بودی، قطعنامه را پذیرفتی، دوست داشتی با عربستان ارتباط داشته باشی اما دست های پشت پرده نگذاشتند، با مصر و آذربایجان و ترکمنستان و کوفتستان و زهرمارستان مذاکره کنی اما باز هم نگذاشتند. این شما بودی که جنگ را سر سامان دادی؛ آخر شما هم فرمانده جنگ بودید و هم قائم مقام فرمانده کل قوا، اختیاراتتان هم بالا بود، حتی بالاتر از ارتفاع دیوارهای منزلتان. خرمشهر را هم شما فتح کردید چون فرمانده جنگ شما بودید، حتی فتنه ۸۸ را هم شما با نامه بدون سلام هم پهن و هم جمع کردید چون خیلی اعتدال گرا بودید. اگر دیدار شما با خانواده کشته شدگان فتنه ۸۸ نبود، این انقلاب پابرجا نبود. در نهایت عذرخواهی می کنم که سر شلوغتان را درد آوردم. به امید آن روزی که، در تقویم ها بنویسند آغاز روابط جمهوری اسلامی با شیطان بزرگ آمریکا. آن روز شما به ما تبریک می گویی و ما مطمئن می شویم در مذاکره با شیطان کلاه بزرگی بر سرتان رفته است.
منبع: جلبک ستیز
«و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیلالله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»
«مرده نپندارید کسانی که در راه خدا کشته میشوند، بلکه زندهاند و نزد خدای خود روزی میبرند»

می دونی سخت ترین چیز تو یه جنگ چیه؟؟؟
اینکه تو در برابر دشمن ناجوانمرد...جوانمردانه بجنگی!
زمانی که لشکر حرّ به لشکر امام حسین(ع) رسید خودش و سربازانش تشنه بودند.
امام حسین(ع) دستور داد به حرّ و سربازانش آب بدن! حتی امام حسین(ع) با دست خودش
به بعضی از اونها آب می داد. ولی لشکر عمر بن سعد از روز هفتم محرم آب رو به روی اهل
بیت پیامبر(ص) و امام حسین (ع) بستند و ایشون رو تشنه به شهادت رسوندند.
امیرالمؤمنین، علی(ع) در جنگ خندق، گردن "عمرو بن عبدود" رو زد، اما به دلیل حفظ احترام و
منزلتی که عمرو بن عبدود در قبیله خودش داشت، زره او رو درنیاورد ولی در کربلا سپاهیان دشمن زره امام
حسین(ع) رو از بدن بی سرشون درآوردند و به غنیمت بردند
وحتی به گوشواره و خلخال آل رسول(ص) هم رحم نکردند.
در هشت سال جنگ تحمیلی ،عراق هر وقت اراده می کرد شهرهای مرکزی ما رو بمباران می کرد
و بدتر از همه !!! تو یه جنگ نابرابر که همه غرب از عراق حمایت می کرد...به اون نیرو و تجهیزات
میداد....عراق بمب های شیمیایی رو بر سر فرزندان و رزمندگان ما می ریخت!
در حالیکه ایران با وجود توان استفاده از سلاح های شیمیایی اینکارو نکرد.
.
.
.
.
.
می دونی سخت ترین چیز تو یه جنگ چیه؟؟؟
اینکه تو در برابر دشمن ناجوانمرد...جوانمردانه بجنگی!
تفکر اسلامی ما ، حتی در جنگ هم با تفکر سکولار غرب تفاوت داره !
این فرق مکتب ماست با داعیه داران حقوق بشر!!!!
خلیج فارس می خواهی؟
چنین گستاخ می گویی ؟
تو خوزستان همی خواهی؟؟؟
بدان این را، میان آبهای نیلگونش غرق می
گردی
اگر روزی خدا خواهد
اگر روزی امام امت ما این چنین گوید
روید وخاک آنجا ، بر سر آن بی همه چیزان فرو ریزید
به پیشت باز می گردم
برایت من حدیث مرگ می خوانم

عراق پیش از تجاوز به خاک ایران، نقشه هایی در کتاب های درسی مدارس خود چاپ کرده بود که در آنها، از خوزستان ایران به عنوان «عربستان» نام برده بود و به جای آبادان نوشته شده بود «آبدانا»، به جای خرمشهر «محمّره»، به جای سوسنگرد «خواجیه» و به جای اهواز «الاحواز»
اما عملیات پیروز بیت المقدس که منجر به آزاد سازی خرمشهر پس از 575 روز گردید، ضربه ی اساسی و تعیین کننده ای بر پیکر دشمن وارد ساخت و تمامی معادلات، باورها و ذهنیت هایی را که در مورد توانایی و قابلیت های نظامی جمهوری اسلامی ایران وجود داشت، تغییر داد. بسیاری از کارشناسان نظامی و تحلیل گران رسانه های غربی، در برابر سرعت عمل و ویژگی های عملیاتی نیروهای ایرانی به هنگام فتح خرمشهر، غافلگیر، مبهوت و شگفت زده شدند.
عراقیها در جنگ، نه تنها خط دفاعی رزمندگان ایران را با سلاحهای شیمیائی میشکستند، بلکه از طیف گستردهای از این سلاحها بر علیه شهروندان غیرنظامی نیز استفاده میکردند.
از سال ۱۳۶۳ استفاده گسترده عراق از گاز اعصاب، گاز تاولزا و گازهای عامل خون آغاز شد.
تنها در یکی از موارد استفاده عراق از این قبیل سلاحها بر علیه شهروندان عراقی حامی ایران در اسفند ۱۳۶۶، متجاوز از ۵۰۰۰ نفر غیرنظامی کشته و ۷۰۰۰ نفر دیگر مجروح شدند. در مجموع عراق در ۳۷۸ مورد حمله شیمیایی در طول هشت سال جنگ با ایران، موجب کشته و زخمی شدن بیش از ۵۰۰۰۰ نفر شد.
در حالی که تجهیزات و مواد مورد نیاز برای تولید سلاحهای شیمیایی عراق به وسیله اروپای غربی، شوروی و ایالات متحده تامین میشد و در اختیار این کشور قرار میگرفت، سخنگوی وزارت امور خارجه دولت ایالات متحده از استفاده عراق از این جنگافزارها «ابراز تاسف» میکرد!!!
در نقطه مقابل، یک پژوهش سازمان ملل نشان داد که هیچ گزارشی که نشان دهد ایران نیز در طول این
جنگ سلاحهای شیمیائی به کار گرفته باشد وجود ندارد






پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، دیگر شریک قدرتمندی برای آمریکا در منطقه وجود نداشت.
به این ترتیب، دولت کارتر ابتدا کوشید دولت انقلابی ایران را متقاعد کند که به همکاری امنیتی خود با ایالات متحده ادامه دهد، که جریان گروگانگیری دیپلمات های این کشور، این فضا را بیش از گذشته مخدوش کرد.
امریکا که علاوه بر این تحقیر بی سابقه می ترسید امواج انقلاب اسلامی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس را نیز بگیرد و منافع غرب را به خطر بیندازد. به دشمنی علنی با جمهوری اسلامی ایران برخاست.
در اولین روزهای مهر ماه سال 59 ، در حالی که کشور از وجود عناصر نامطلوب داخلی رنج می برد ، با تهاجم سراسری رژیم تا بن دندان مسلح عراق از تسلیحات غرب و بویژه امریکا مواجه شد، تا آغازگر دفاعی جانانه و مقدس به طول 8 سال در برابر رژیم بعث عراق باشد.
از اقدامات پشت پرده امریکا در تحریک عراق
و تدارک این رژیم در حمله به ایران ؟؟!
من از ايران مىآيم
كه زادگاه پرآوازهترين و درعينحال ناشناختهترين انقلابهاى دوران معاصر است.
انقلابى بر پايهى دين خدا و در امتداد راه پيامبران و مصلحان بزرگ الهى.
در انديشهى الهى اسلام ، چراغ هدايت بشر، ايمان او به خدا و تسليم او در برابر امر و نهى
الهى است.
دنيا كشتزار آخرت است، و مرگ نه پايان زندگى كه دروازهى ابديت و سرآغاز نشئهاى جديد...
در انديشهى الهی اسلام افراد بشر، برادران و خواهران يكديگر و همه بندگان خدايند.
ميان نژادها، رنگها، مردم سرزمينها هيچ تفاوت نيست، و اينها مايهى برترى كس يا ملتى نيست.
انسانيت پيوسته است، و تعرض به يك انسان تجاوز به همهى انسانيت است.
اين انقلاب متكى به دين بود...
به اسلام...
انقلاب ما ثابت کرد که میتوان قدرتهای سلطهگر را به خود راه نداد، و قلدری آنان را جدی
نگرفت، و به آنان باج نداد. مشروط بر اینکه نقطهی اتکائی قویتر از هر قدرت مادی را باور
داشت، خدا را ....
ما دانستهایم که برای این عقیده و این راه بهای سنگینی نیز باید پرداخت، و خود را آماده کردهایم.
بگذار این تجربه ملتها را به استقلال واقعی و خدشهناپذیر و در نهایت نفی کامل سلطههای
بزرگ جهانی رهنمون شود.
سازمان ملل- سال 1366- آیت الله خامنه ای

انقلاب اسلامی ایران یکی از انقلاب های مهم جهان در قرن بیستم است.
مهم ترین نکته ای که نظریه پردازان انقلاب در خصوص انقلاب اسلامی ایران اذعان دارند این است که این انقلاب یک رخداد بزرگ سیاسی است که کارکرد و ساختار آن با همه انقلاب های دنیا تفاوت ماهوی دارد.
کمتر جامعه شناس سیاسی وجود دارد که انقلاب ایران را مطالعه نکرده باشد، چرا که این حادثه علاوه بر توجه همه جنبش های آزادی طلب دنیا، ذهن محققان و پژوهشگران را نیز به خود مشغول ساخته است. اکثر نظریه پردازان انقلاب از طیف های لیبرال دموکرات گرفته تا انواع سوسیالیست ها، وقوع این حادثه بزرگ قرن 20 را یک فرصت استثنایی برای درک بهتر و تکمیل دیدگاه های خود در خصوص نظریه های انقلاب می دانند.
میشل فوکو فیلسوف مشهور فرانسوی و نظریهپرداز فرامدرنیسم ـ که در جریان انقلاب اسلامی ایران به تهران و قم مسافرت کرده و از نزدیک شاهد وقوع انقلاب بوده ـ معتقد است:
این انقلاب نمیتواند با انگیزههای اقتصادی و مادی صورت گرفته باشد.
زیرا جهان شاهد شورش و قیام همهی ملت علیه قدرتی بود که مشکلات اقتصادی آن به آن اندازه بزرگ و مهم نبود که در جریان آن میلیونها ایرانی به خیابانها ریخته و با سینههای عریان به مقابله با مسلسلها بپردازند.
پس دلیل انقلاب را باید در جایی دیگر جستجو نمود.
از دیدگاه فوکو زبان شکل و محتوای مذهبی انقلاب اسلامی ایران امری عارضی، اتفاقی و تصادفی نیست بلکه تشیع بود که با تکیه بر موضع مقاومت و انتقادی سابقهدار خود در برابر قدرتهای سیاسی حاکم و نیز نفوذ عمیق و تعیینکننده در دل انسانها توانست نقش آفرینی نموده و مردم را علیه رژیمی که یکی از مجهزترین ارتشهای دنیا را داشت و از حمایت مستقیم آمریکا و سایرین برخوردار بود به خیابانها آورد.
به نظر او هدف اصلی ایرانیان ایجاد یک تحول بنیادین در وجود فردی و اجتماعی، حیات اجتماعی و سیاسی و در نحوه تفکر و شیوه نگرش بوده است. آنها راه اصلاح را در اسلام یافتند.
اگر به تاریخ آمریکا بنگریم چیزی جز کشتار مردم و انسانهای بی گناه نخواهیم دید .
از زمان ورود به قاره آمریکا توسط استعمارگران اروپایی و آمریكایی گرفته که برای كاهش نسل و انقطاع
جمعیت بومیان علاوه برجنگ های رویاروی، برخی امراض اپیدمیك مانند آنفلوآنزا، سرخك و آبله را به بومیان
انتقال دادند تا کنون که دستشان به انواع جنایت آلوده شده.
دولت آمریكا در حالی داعیه دارحفظ حقوق بشر در جهان است که تاكنون صدها مورد نقض
حقوق بشر را به ثبت رسانده.
چند نمونه از جنایات آمریکا
- بمباران هیروشیما و ناکازاکی در ژاپن
- قتل عام زنان و کودکان قانا
- نسل کشی در افغانستان
- کشتار بی رحمانه مردم عراق
- زندان گوانتاناما و حوادث زشت و کثیفی که در آن رخ
میدهد
- فاجعه قتل عام فرقه داوودیون در آمریکا
- نسل کشی در نوار غزه
-حمله به ویتنام و قتل عام وجشیانه مردم
-جنگ 8ساله ایران و عراق،
-حمایت همه جانبه از جنایات و فجایع خونبار رژیم
غاصب و منهوس صهیونیستی در قانا و غزه،فلسطین و لبنان
تمام رئیس جمهورها و سیاستمداران آمریکا در هر شرایطی، باید متعهد به تامین منافع وامنیت اسرائیل باشند.
اوباما در سخنانش در کنفرانس کمیته روابط عمومی امریکا و اسرائیل (آیپک) در واشنگتن، گفت:
آمریکا به امنیت اسرائیل متعهد بوده و خواهد بود.
او تصریح کرد، برای قضاوت در خصوص تعهد وی به اسرائیل نیازی به اتکا به سخنانش نیست چرا که
عملکرد وی در ۳ سال گذشته در این خصوص به اندازه کافی گویا است.
وی افزود: در تمامی برهههای حیاتی، در همه دوراهیها و در هر زمان ما همیشه با
اسرائیل بودهایم.

برای شناخت چهره مرموز و خطرناک صهیونیسم لازم است با برخی عقاید خطرناک یهود که برگرفته از دو کتاب تورات (تحریف شده) و تلمود(کتاب اعتقادات و احکام دینی یهود) است آشنا شویم:
------------------------------------------------------------------------------------------------------
پروتکل های رهبران یهود برای تسخیر جهان
------------------------------------------------------------------------------------------------------

واژه " پروتكل " معانی مختلفی دارد
از جمله : پیش نویس قرارداد، معاهده و یا سند رسمی كه بین دو یا چند دولت امضاء می شود.
اما در اینجا به مفهوم تصمیمات و فرمولهایی است كه از سوی جمعی از متفكران، استراتژیستها و
خاخامهای یهودی به منظور تسخیر عالم طراحی شده و شامل 24 ماده است.
به نوشته محقق برجسته و مبارز فلسطینی"عجاج نویهض" :
"پروتكل ها برنامه هایی هستند كه سرمایهداران و اقتصاددانان ( متفكران و علمای ) یهود برای ویران كردن
بنای مسیحیت، قلمرو پاپ و دست آخر اسلام، آنها را تنظیم كرده اند. "